ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

ثنا و ثمین و خریدهای عید

1390/12/21 16:12
نویسنده : مامانی
1,209 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه ی عزیزانم و دوست جونیهای گلم.

گفته بودم که قراره با خاله مهتاب اینا بریم عسلویه برای همین من هیچ چیزی نخریدم.صبح پنجشنبه ساعت 3 رسیدن.و تا بیدار شدیم و راه افتادیم 10 صبح شد.هوا عالی عالی بود.ثنا که با خاله مهتاب جونی جور جوره از اول تو ماشین اونا نشست و کلی خوش بهش گذشت.کنگان که رسیدیم موندیم و ناهار خوردیم و استراحت کردیم .من و ثنا و خاله مهتاب یه نیم ساعتی رفتیم لب دریا و حسابی از خوردن امواج به ساحل لذت بردیم و انرژی تخلیه کردیم.ساعت 3 راه افتادیم و 4 عسلویه بودیم.توی راه وقتی که از کنار شهر دیر رد میشدیم به یاد خانم معلم بندری افتادم و همینطور وقتی که شوشو گفتن که پشت اون کوه شهر جم هست ناخوداگاه به یاد مامان ماهان عزیز افتادم.دوست داشتم فرصتی برای دیدار این دو دوست عزیزم پیش می اومد.حسابی شلوغ بود و گشتیم و خرید کردیم.ثنا و ثمین عزیزم خوشبختانه زیاد اذیت نشدن.چون خریدها نصفه موند به ناچار شب اونجا چادر زدیم.شب سرد بود.و من تا صبح از ترس اینکه بچه ها روشون باز نمونه چشم رو هم نگذاشتم.اون شب من و خاله تا دم دمای صبح حرف زدیم و خندیدیم.دوباره از ساعت 9 رفتیم تا 1 و عصر هم از 4 تا 9شب.ولی دیگه رمق نمونده بود برامون.تو راه شام خوردیم و حول و حوش 1 یا 2 رسیدیم.خاله مهتاب اینا ساعت 2 رفتن.عصر که بابا رضا اومد رفتیم نمایشگاه و دوباره خرید کردیم.حالا فقط مونده یه پیراهن برای ثنا خانوم!ثنای عزیزم مریض شده دیروز و امروز مهد نرفته.خانم رضائی تماس گرفتن و گفتن فردا میخایم ازشون عکس سفره ی هفت سین و عکس پایان سالشون رو بگیریم.در ضمن چون بنده دوربین رو نبرده بودم ،متاسفانه این سفر فاقد عکس میباشد.اینم دوتا عکس که این پست خالی نباشه و صدای دوست جونیها بلند نشه!!

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

مامان علیا
21 اسفند 90 16:34
همیشه به شادی وسفر
مبااااااااااااااارک باشه خرید عید
انشالله هرچه زودتر خوب بشی عزیزم


ممنونم
مامان ماهان عشـــــــــ❤ــق
21 اسفند 90 18:33
سلام مامانی نامرد!!!!!
چرا ما رو خبر نکردی؟؟؟؟حداقل ظهر رو میومدین خونه ما هم خستگی در می آوردین،هم من جوجوهاتون رو میخوردم.خیلی حیف شد.
خریدهای عیدتون هم مبارک باشه.ایشالله به شادی و سلامتی ازشون استفاده کنین.


آخه فرصت نبود والا حتما می اومدم.ایشااله دفعه های بعدی
مامان ریحانا
21 اسفند 90 19:29
سلام همیشه به خرید قیمت ها چطور بود مناسب بودن حالا چرا عسلویه
راستی چشمتون هم روشن
عکسه خریداتو چرا نذاشتی


سلام.قیمتها که واقعا بالا بود ولی کیفیت جنسهاش از گناوه خیلی بهتره.
ممنونم
حالا بعدا که پوشیدن عکسشون رو هم میذارم.
مامان زینب
22 اسفند 90 19:51
اولا ایشالا که زود زود خوب شی خاله
دومندش همه ی خریداتونم مبارک باشه حسابییییییی


اولا که ایشااله
دوما هم ممنون خاله جونی
زهره مامان آریان جون
22 اسفند 90 23:41
خریداتون مبارکه.انشالله به سلامتی


مامان حنا
23 اسفند 90 4:37
سلام عزیزم
همیشه به گشتو گذار باشید خوش گذشت بهتون
خریدای عیدتون هم مبارک باشه ایشالله با دل خوش ازشون استفاده کنید
عکسسی که گذاشتی خیلی نازه جیگرررررررررره
مواظب ثنا جون هم باشه که برای عید حالش خوبه خوب بشه
از ظرف من ثنا و ثمین جون رو ببوس


مرسی عزیزم.لطف داری
دختر عموی مامانی، راضیه
23 اسفند 90 11:35
همیشه به شتدی و مسافرت
ثنا خانوم بلا دور باشه ایشالله الان بهتری؟؟
خریدای عیدتونم مبارک باشه.


میسی.خدا رو شکر ثنا بهتره
مريم مامان آريا
23 اسفند 90 13:33
هر چي كه گرفتين و نگرفتين و مي خواين بگيرين مباركهههههههه

ما كه هيچ كاري نكرديم و هيچ خريدي هنوز نكرديم

شوهرم همش سر كاره و اين چند روزه هم به شدت مريضه و من هم همش مشغول آريام
خلاصه حسابي خسته ام
رسيدنتون به خير

فكر كنم ديگه قرارمون ميشه واسع بعد از عيد

اره.چون ما داریم میریم
ایشاله حال شوهرتون زود خوب بشه

مهسا مامان مرسانا
23 اسفند 90 13:41
چهارشنبه سوری در پیش روی ماست همه بدبختی ها در پشت روزای خوش همه در پیش چه غوغا میکنه آتیش ! چهار شنبه سوری مبارک
مامان سارا
24 اسفند 90 9:07
انشااله هميشه به تفريح و خريد باشين
حالا چي خريدي ؟ نگفتي كه ؟
نميدوني من فضولم و ديگه روزم شب نميشه اگه ندونم تو چي خريدي؟
قيمتها چطور بود؟
واقعا اگه خوب بوده ارزشش رو داره بري


والا فرصت نشده ازشون عکس بگیرم چون خیلی زیادن.فکر کنم با شیرازهم قیمت بودن
عمه نرگس
24 اسفند 90 13:34
دیدار هرچند کوتاه لذت بخشه. خدا واسه هم نگهتومن داره دلم واسه شیطنتای خاله مهتاب تنگ شده.هیییییییییییییییییییی کجایی جوونی؟!؟!